گام اصلی: Em
تغییر گامEm
نه
این قرارمون نبود
تو بی خبر بری
من خسته شم که تو
بی همسفر بری
نه
این قرارمون نبود
من رنگ شب بشم
تو سرسپرده شی
من جون به لب بشم
باور نمیکنم
این تو خود تویی
این تو که از خودش
بی خود شده تویی
باور نمیکنم
عشق منی هنوز
گاهی به قلب من
سر میزنی هنوز
وقتی زندونی تو هوس
مثل پروازی تو قفس
این رسم همراهی نشد
ای هم نفس
وقتی قلبت از من جداست
سرگردون بی همصداست
انگار دستت با دست من
نا آشناست
باور نمیکنم ...