گام اصلی: Gm
تغییر گامGm
گر می فروش حاجت رندان روا
ایزد گنه ببخشد و دفع بلا کند
ساقی به جام عدل بده تا گدا
غیرت نیاورد که زمین پر بلا کند
حقا کز ازین غمان برسد مژده ی امان
گر سالکی به عهد امانت وفا کن
گر رنج پیش آید گر راحت ای حکیم
نسبت مکن به غیر که اینها خدا کند
که اینها خدا کند
ما را که درد عشق و بلای خمار کشت
با وصل دوست یا می صافی دوا کند
جان رفت بر سر می و حافظ به عشق سوخت
سی دمی کجاست که احیای ما کند