گام اصلی: Abm
تغییر گامG#m
AbmEAbmE
ما آزموده ایم در این شهر بخت خویش
بیرون کشید با ید از این ورطه رخت خویش
از بس که دست میگزم و آه میکشم
آتش زدم چو گل به تن لخت لخت خویش
دوشم ز بلبلی چه خوش آمد که می سرود
گل گوش پهن کرده ز شاخ درخت خویش
کای دل تو شاد باش که آن یار تند خوی
بسیار تند روی نشیند ز بخت خویش
گر موج خیز حادثه
سر بر فلک زند
گر موج خیز حادثه
گر موج خیز حادثه سر بر فلک زند
عارف به آب تر نکند رخت و پخت خویش
خواهی سخت و سست جهان بر تو بگذرد
بگذر ز عهد سست و سخن های سخت خویش
AbmEAbmE