گام اصلی: Em
تغییر گامEm
روزی که می خواستم از شهرتون برم
پیشه هزاران چشم تو گریه میکردی
میگفتی با حسرت دیگه بر نمی گردی
دیگه بر نمی گردی
گفتم که عمر این سفر کوتاه کوتاه
گفتی که یاد من همیشه با تو همراه
گفتم مبادا جای من را دیگری گیرد
گفتی که منتظر نشستن آخرین راه
حالا که برگشتم با آرزو هایم
دست قشنگ تو در دست من سرده
دیگه نگاه تو دیگه بر نمیگرده
دیگه بر نمیگرده
دل را اگر دادی به دیگری بگوبگو
از من تو پیدا کردی دیگری بگوبگو
دل را به این و آن سپردن خود بود گناه
از بام من خواهی که بپری بگوبگو
حالا که برگشتم با آرزو هایم
دست قشنگ تو در دست من سرده
دیگه نگاه تو دیگه بر نمیگرده
دیگه بر نمیگرده