گام اصلی: Cm
تغییر گامCm
FFmC7CFmCFmC7
سر بزار روی شونه هام
تا بگم آرام از غصه ها
تا بگم چی اومد به سرم
رفت چرا نازنین دلبرم
امشو شراب مستی کار ما بود
عشق و خدا و هستی یار ما بود
شد رنگ زمستون نو بهار ما
بزم مهر و جنون در دل به پا بود
سینه لبریز از شور از وفا بود
غم آمد به قلبم ای خدا چرا
سوختم سوختم من از غم
دل او پی یار دیگری بود
که عمر رویای من به سر رسید
باختم باختم من به او
همه ی عمر دلدادگی را
که غربت به خانه ام سرک کشید
FFmCm
خسته ام از دست روزگار
آسمون تو هم با من ببار
چشم من خیره مونده به راه
من شبم در حسرت ماه
امشو شراب مستی کار ما بود
عشق و خدا و هستی یار ما بود
شد رنگ زمستون نو بهار ما
بزم مهر و جنون در دل به پا بود
سینه لبریز از شور از وفا بود
غم آمد به قلبم ای خدا چرا
سوختم سوختم من از غم
دل او پی یار دیگری بود
که عمر رویای من به سر رسید
باختم باختم من به او
همه ی عمر دلدادگی را
که غربت به خانه ام سرک کشید