گام اصلی: F#m
تغییر گامF#m
تو اگر دست نجمبانی
دلم پیر شود
طفل نو پای غزل
باز زمین گیر شود
بیقرارم که به دست آوردمت
من یا نه؟
ترسم از ذست روی و
تا ابد دیر شود
همه تقدیر جهان بی تو
نمی ارزد هیچ
جز نگاه تو نگاهی که
نمی ارزد هیچ
اندکی فرصت شادی که
در این دنیا هست
بی تو این شادی و غم ها و جهان یک جا هیچ
بانو جان
فرفری موی غزل ساز منی
بانو جان
عشق خاموش غزل های منی
بانو جان
تو از این حال دلم بی خبری
بانو جان
جز دل من به کسی دل ندهی
دل من گرمای
دست تو را میخواهد
برق اغوا گر چشمان تو را میخواهد
باد هم اغوای این همه
موی فر شد
موی فر دار و غزل دار
تو را میخواهد
من شدم در به در یک
بله از لب هایت
بس که یک عمر نشستم
که بگویی شاید
این همه ناز نکن
من چه گناهی کردم
که شدم عاشق آن روی چو قرص ماهت