گام اصلی: G#m
تغییر گامG#m
دوباره سرپام یه افتاده دیوونه پرواز
که ترسی نداره از شب و رگبار
با سکوتش بال میسازه از ترساش
هر دفعه خوردم زمین خالی شد پشتم سریع
دور تا دورم آیینه چیدم
جنگیدم تنهایی و تنهایی کشیدم
یادم نمیره روزای که شکستم اما هستم
بازم ادامه میدم
بازم ادامه میدم با اینکه نرسیدم
تو این حال خاکستری دلخوشم که بارون بیاد
آسمون آبی یعنی نور بعد تاریکیا
گم شدم تا پیدا کنم تیکه های جاموندمو
پر بشن جاخالیا مهم نیست چقد سنگه سر راهم
من بدتر از اینم دیدم دل کندم از دل خواهم
دیروزو سوزوندم روی زخمامو پشموندم
دنیا مجبورم برم اما موندم
بازم ادامه میدم
بازم ادامه میدم با اینکه نرسیدم
دوباره سرپام با اینکه تو اتیش خودم سوختم
با اینکه شدم از دلخوشی خالی
اما هیچوقت رویامو نفروختم
هر دفعه خوردم زمین خالی شد پشتم سریع
دور تا دورم آیینه چیدم
جنگیدم تنهایی و تنهایی کشیدم
یادم نمیره روزای که شکستم اما هستم
بازم ادامه میدم
بازم ادامه میدم با اینکه نرسیدم