گام اصلی: Em
تغییر گامEm
اینجا یکی هست که
هر ثانیه خوابت رو میبیـــــنه
تو چشمه تقویم
با نبض ساعت منتظر میشینه
همیشه اونکه غرقه
سکوته دستتو میخونه
درد لحظه رو کسی میفهمه
که منتظر میمــونه
از وقتی تو رفتی شب
حالمو پرسید
شاید اگه تو برگردی بشه از
چیزی نترسید
بشه قدر این ثانیه ها رو کنار
تو فهمید
شاید اگه تو برگردی بشه
از چیزی نترسید
بشه قدر این ثانیه ها رو کنار
تو فهمید
بعد تو برام لحن جاده ها
صادقانه تر بـود
هر مسافری که از راه رسید
از تو بی خبر بود
من ساعتارو بیدار نکردم
خوابتو ببینم
این لحظه ها رو روشن گذاشتم
تا منتظر بشیـنم
از وقتی تو رفتی شب حالمو پرسید
شاید اگه تو برگردی بشه
از چیزی نترسید
بشه قدر این ثانیه ها رو کنار تو فهمید
شاید اگه تو برگردی بشه از چیزی نترسید
بشه قدر این ثانیه ها رو کنار تو فهمید