گام اصلی: Bm
تغییر گامBm
فراموشت نکردم آخرین یار
که از بن بست عشقت
مانده ام از آخرین بار
پر از ابر است
چشمم شانه ات کو
تو ای خانه براندازم
نشان خانه ات کو
مرا یاد تو دیگر
داده بر باد
ولی یادت نمی آید
مرا ای داد بی داد
یادم نمیکنی و
ز یادم نمیروی
یادت بخیر یار
فراموشکار من
بر باد داده ایم
و به دادم نمیرسی
یادت بخیر بی
خبر از حال من
BmAGF#m
EmBm
فراموشت نکردم
که نکردم
چنان با رفتنت از
دست رفتم برنگردم
اگر چون آخرین
پروانه در مشت
نیامدی مرا یک شب
غم بی خبری کشت
اگر قلبم شبی
از تپش افتاد
سری بزن به این
خرابه ای خانه ات آباد
یادم نمیکنی و
ز یادم نمیروی
یادت بخیر یار
فراموشکار من
بر باد داده ایم
و به دادم نمیرسی
یادت بخیر بی
خبر از حال من