گام اصلی: Em
تغییر گامEm
EmDEm
EmDEm
EmDC
EmDC
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
تنها و غمگین رفته ام
دل از همه گسسته ام
تنهای تنها
غمگین و رسوا
تنها و بی فردا منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
EmDCEm
EmDCEm
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا
با خود و تنها
عابر این شبها منم
بی فکر فردا
با خود و تنها
عابر این شبها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
EmDCEm
EmDCEm
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم
از شهر تو من رفته ام
کوله بارم را بسته ام
بی فکر فردا
با خود و تنها
عابر این شبها منم
بی فکر فردا
با خود و تنها
عابر این شبها منم
من مرد تنهای شبم
مهر خموشی بر لبم
من مرد تنهای شبم
صد قصه مانده بر لبم