گام اصلی: D
تغییر گامD
DBmEmGmD
باز یه غروب آشنا رو سایه های بی صدا
باز یه غریبه رهگذر نمیدونه میره کجا
راهی به فردا نداره پنجره رو کم میاره
وقتی به بن بست میرسه یه خط رو دیوار میذاره
رو سایه تنها میمونه.. میخواد بره نمیتونه
کاشکی میشد بیاد خونه… کدوم خونه بی هم خونه
باز یه غروب آشنا رو سایه های بی صدا
باز یه غریبه رهگذر نمیدونه میره کجا
DBmEmGmD
EmBmD
با آینه حرف میزنه بهش میگه کی با منه
دست روی دستش میذاره تو فکر غم شمردنه
یه دستِ آشنایی نیست تو خونه ردِ پایی نیست
حتی دریغ از یه صدا (گریه که هم صدایی نیست)۲
رو سایه تنها میمونه.. میخواد بره نمیتونه
کاشکی میشد بیاد خونه… کدوم خونه بی هم خونه
باز یه غروب آشنا رو سایه های بی صدا
باز یه غریبه رهگذر نمیدونه میره کجا
DBmEmGmD
با آینه حرف میزنه بهش میگه کی با منه
دست روی دستش میذاره تو فکر غم شمردنه
انگار نه انگار که سحر بر نمیگرده از سفر
دوباره آفتاب میزنه (اگه تو باشی پشتِ در)۲
رو سایه تنها میمونه.. میخواد بره نمیتونه
کاشکی میشد بیاد خونه… کدوم خونه بی هم خونه
باز یه غروب آشنا رو سایه های بی صدا
باز یه غریبه رهگذر نمیدونه میره کجا
DBmEmGmD