گام اصلی: Em
تغییر گامEm
زمستون که میشه به یادت می افتم
یاد رویاهایی که به تو نگفتم
مثه برفایی که میشینن رو شیشه
همین جایی انگار زمستون که میشه زمستون که میشه
مثه سوز سرما تو رگ هامی انگار
یه ها کن رو شیشه واسه آخرین بار واسه آخرین بار
زمستون که میشه به یادت می افتم
ببین رد بغضم هنوز روی شیشست
بی تو یه درختم که بی برگ و ریشست
تو نیستی میترسم که دنیام خراب شه
قدم میزنم تا یخ کوچه آب شه
تو گرمای عشقو از این خونه بردی
همه شهرو انگار به طوفان سپردی
زمستون که میشه گرفتار بغضم
مثه بارش برف رو تکرار بغضم
گرفتار بغضم رو تکرار بغضم
گرفتار بغضم رو تکرار بغضم