آکورد سفر
گام اصلی: Em
تغییر گامEm
قصه ی ما یه سفر بود یه سفر تا خود رویا
تا ته یک شب روشن سفری تا خودِ فردا
یه طرف گریز از تو یه طرف به تو رسیدن
دل سپردن به یه رویا خواب دست تو رو دیدن
قصه رو از نو شروع کن من به آخرش رسیدم
من تو سادگیِ عشقت غیبت دستامو دیدم
من میخوام ساده بمونم تا تو عاشقم بمونی
تا تن خسته ی من رو تا ته شب بکشونی
واسه لمس کودکی هام راه برگشتن من کو
راهی ام تا بی نهایت تا کلید فتح جادو
شب بی تو رفتن من شب بی نبض ستاره است
وقت شعر از تو گذشتن این یه آغاز دوباره ست