گام اصلی: D
تغییر گامD
بزار به اوج نگات برسم
دستاتو یه بار بده من
حاضرم واسه یه دیقه دیدنت
از زندگیم یه سال بشه کم
عزیزم دووم بیار
خوب میشه زخم و کبودیات
میخوام حرف خوب بزنم
کاش الکله امون میداد
نمیدونم دیگه گذشته
چی از حس تو میخواست
نمیدونست طلوع خورشید
مث اسم تو زیباست
دیگه آرزویی نداره
قاصدکاتو فوت بکن
نه فقط بخاطر من
بخاطر خودت طلوع کن