گام اصلی: Fm
تغییر گامFm
FmAbCmEb
سر میدم آواز قو تموم
شده داستانمون ؛ رفت
تو غصه ها جاودانه موند
دیدی زود دست سرنوشت ؛
تو رو هم از دست من گرفت
رفت و پر کشید به
سمت آسمون ؛
یادت افتادم باز با یه بو
رفتی و من موندم و آواز قو ؛
بهم گفتی که خدانگهدار
منم سراغت رو گرفتم دوباره
هر بار ؛ از بطرهای دم
بار از گل های هر باغ
کردم دنبالت پرواز ؛
ولی غرق شدم هر
دفعه مرداب هر آب
تا که بهم گفتش خدای
ابرها ؛ رسید دوران تنهات
یادته میخواستیم دریاچه
دریا بشه ؛ میکردیم میشدی
دست پاچه شب ها چت
نمیخواست بگیرن از پارچه
رنگ ها شکل ؛ تا که
میرسیدش فصل کوچمون
میگفتی آدم نشو کله پوک
بمون ؛ برامم تا
هفت صبح بخون
رفتی و موندن غازهای دور ؛
تویِ این سینه قلبی
نیست و آواز پر
سر میدم آواز قو تموم
شده داستانمون ؛ رفت
تو غصه ها جاودانه موند
دیدی زود دست سرنوشت ؛
تو رو هم از دست من گرفت
رفت و پر کشید به
سمت آسمون ؛
FmAbCmEb
هنوز صبح ها آفتاب
میکنه طلوع به یادت
خرد میشد پیشت
حتی غروب کاذب ؛
بعد رفتن تو خورد
این غروب به نامت
من ترس رو دوست
داشتم سقوط کنارت ؛
رویِ ملودی باد تویِ
ارتفاع رقص میکردیم
چند تا دیوونه مگه
مثلِ ما هست ؛
از اون بالا میکردیم
با هم پایین رو نگاه
چون که هیچوقت نبوده
تویِ این قصّه ها ترس ؛
بودم مست صدات
و محو چهره زیبات
که یه روزی گفتی
ته قصّه رسید ها ؛
الآن بغضم میشکنه
وقتی اسمت که میاد
اشک چشمام خشک میشه
و برکه سیاه ؛ فقط قول دادی
بهم هر وقت ابرها که بارید
مواظب خودت هستی بی من
هر جای راهی ؛ الآن آرزوم بود
کنارت یه پرواز خالی
نیستی سر میدم
آوازت رو تنهایی حسابی ؛
سر میدم آواز قو تموم
شده داستانمون ؛ رفت
تو غصه ها جاودانه موند
دیدی زود دست سرنوشت ؛
تو رو هم از دست من گرفت
رفت و پر کشید به
سمت آسمون ؛