گام اصلی: Em
تغییر گامEm
چیزی نگو قسم نخور تمومه حرفات یه دروغه
کسی نگفت خودم دیدم خونهی قلب تو شلوغه
چیزی نگو لیاقتت عشق مقدسم نبود
حس میکنم نبودی و بودنتم یه قصه بود
تو دیگه مردی و این حرف آخره
بزار عشق تو از خاطرم بره
فکر میکردم قلبت مال منه
اما انگار صدشاخه میپره
اسمتو پاک کردم از تو دفترام
بیخودی قسم نخور دیگه سخته برام
تورو باور داشتم و میخواستمت
چرا آتیش کشیدی همهی باورام
کسی نگفت بهم من خودم دیدم
اما راستشو بخوای یه چیزی رو نفهمیدم
چرا وقتی تورو از عشق خالی دیدم
جای گریه به حالت می خندیدم
شایدم واسه اینه که دیگه بی ارزشی
واسهی همه عروسک نمایشی
تو که میگذری ساده از اون همه عشق
لیاقت نداری دیگه با من باشی