گام اصلی: Am
تغییر گامAm
توی چشمات میشه گم شد وقتی تو فکر فراری
سو سوی شب لب دریا از تو مونده یادگاری
شعر رو شرم و شوق و شرجی همه شاهدن که بودی
لحظه ها رو لحظه لحظه منو تو با هم میخونیم
تو وجودت مهربونه مهربون مثل عبادت واسه من که از تو دورم که به رویات کردم عادت
نفسی که بند جونه جون تازه واسه بودن مثل باور یه آهنگ یه ترانه واسه خوندن
تو وجودت مهربونه تو وجودت مهربونه
ریه هام پر شده از تو بی تو هر لحظه عذابه حتی با فکر نبودت شب و روز حالم خرابه
بعض معصوم و نجیبت منو قانع کرد کمت شم ممنونم اجازه دادی با تو درگیر غمت شم