گام اصلی: Cm
تغییر گامCm
تموم حس تاریخ توی برق چشات داری
شبیهدخترک های رو قلیونای قاجاری
شکوه دوره مادی غم تاراج تیموری
چقدر نزدیک نزدیکی چقدر از دیگرون دوری
شبیه بوی بارون تو غروب تخت جمشیدی
یه خورشیدی که از مغرب به این ویرونه تابیدی
مرمت کن منو از نو نزار خالی شم ازم رویا
نگاهم کن اگه حتی تمومه این سفر فردا
هزار اتشکده تویه نگاهت غرق اتیشن
یه عالم یشمو مروارید تو لبخندت یکی میشن
مثل تابیدن مهتاب رو طاق طاق بوستانی
پر از نقشو نگاری تو شبیه فرش ایرانی
میشه جام جمو حتی تو دستای تو پیدا کرد
در هر معبدو میشه با یک لبخند تو وا کرد