گام اصلی: Am
تغییر گامAm
لحن لبخندش هنوزم مسریه
حالت چشماش آدم میکشه
مثه یه بیماری بی انتها
یه دفعه میاد و کم کم میکشه
بس که اسفند تنش بی رحم بود
زندگی روی لباش کز کرده بود
واسه کشتن چشماش کافی نبود
این دفعه موهاشو قرمز کرده بود
من تمام زندگیمو ریختم
توی مرداب نگاه سرد اون
بی زره رفتم به جنگ تن به تن
به ستیز خنده نامرد اون
مثل یه ویرونیه بی ابتدا
مثل جنگیدن برای باختن
مثل تصویرای غرق دلهره
وقتی از ما عکس مینداختن
مطمئن از این که پایانش خوشه
مثل یه اسب کهر میتاختم
اون فقط عشق منو از دست داد
من تمام زندگیمو باختم
من تمام زندگیمو ریختم توی
مرداب نگاه سرد اون
من تمام زندگیمو ریختم
توی مرداب نگاه سرد اون
بی زره رفتم به جنگ تن به تن
به ستیز خنده نامرد اون