گام اصلی: Em
تغییر گامEm
اونور این شب کلک منو ترانه تک به تک
خونه میساختیم توی باد دریا میریختیم تو الک
مسافرای کاغذی رد شده بودن از غبار
تو قصه باقی مونده بود شیهه ی اسب بی سوار
گفته بودن صد تا کیلید برای ما جا میزارن
مزرعه های گندم برای فردا میزارن
فردا رسید و خوشه ای تو دست ما باقی نموند
سقف ستاره ها شکست رو سرمون طاقی نموند
تو سفرمون همیشه سین ستاره کم بود
همیشه تا رسیدن فاصله یک قدم بود
تو بازیه کلاغ پر هیشکی نشد برنده
قصه ی ما همین بود پرنده بی پرنده
کسی به ما نشون نداد که انتهای خط کجاست
آهای درختای انار دیکته بی غلط کجاست
چرا تو آسمونمون پرنده کوشه گیر شده
چرا نمیرسیم به هم چرا همیشه دیر شده
تو دفتر سکسکمون چندتا ترانه خالیه
چندتا ترانه قصه ممتد بی خیالیه
چندتا صدای بی صدا سکوت فریاد میزنه
زغال شام آخر دستای کی باد
EmBmDC
تو سفرمون همیشه سین ستاره کم بود
همیشه تا رسیدن فاصله یک قدم بود
تو بازی کلاغ پر هیشکی نشد برنده
قصه ی ما همین بود پرنده بی پرنده