آکورد کافه رویا
گام اصلی: Gm
تغییر گامGm
کافه ی خاطره بازی پرِ از قصه و رویاست
همه ی فکرها پریشون بورس خاطره همینجاست
آدماش بیدارن اما تو بیداری خواب میبینن
چشاتو ببندو گوش کن به صدای خسته ی من
یکیشون فکر تئاتر طرفای لاله زاره
اون یکی فکر سکانس آخر یه مشت دلاره
یکی گیج شعر شاملو وسط دفتر آیدا
یکی داغ سینما رکس وقت اکران گوزن ها
یکی زخمی رفاقت با یه سینه ی پر از خون
اونکه عاشقه تو فکر قصه ی لیلی و مجنون
یکی فکر بوف و کورو مرگ صادق هدایت
آخ چقدر خاطره داره روزگار بی مروت
داره پیرت میکنه قمار سرد خاطره
دست رو دستات گذاشتیو شب از شبت نمیگذره
چینی نازک رویات پر صدتا ترکه
کاش میفهمیدی این زندگی نیست فلاش بکه
یکی فکر عطر بارون توی جاده ی شماله
اون یکی مست خیال سهرابو رستمو زاله
یکی تو فکر مصدق زخم بیستو هشت مرداد
اون یکی تو فکر شعر یه شب مهتاب فرهاد
یکی به یاد عزیزش خسته از این همه دوری
یکی فکر شعله های شبای چهارشنبه سوری
یکی فکر جنگو نفتو خاطره های جنوبه
یکی خسته از توهم مشتشو رو میز میکوبه
داره پیرت میکنه ...