آکورد کافه نادری
گام اصلی: Em
تغییر گامEm
توی کافه نادری کنج همون میز بلوط
دو تا صندلی لهستانی هنوز منتظرن
تا منو تو بشینیم گپ بزنیم مثل قدیم
شب بشه مشتریا تا آخرین نفر برن
ما همیشه اولینو آخرین بودیم عزیز
هم تو تابستون داغ هم تو پاییزای سرد
تابلوی بسته و باز پشت شیشه درو
بعد رفتن ما اون کافه چی وارونه میکرد
چشمک ستاره ها رو میشمردیم یادته
واسه تنهایی شب غصه میخوردیم یادته
من مثه سایه تو، تو واسه من مثل نفس
هر دومون برای همدیگه میمردیم یادته
دستامون تو دست هم گم میشدیم تو خواب شهر
دل دیوونه من هی قدماتو میشمرد
کوچه ها رو رد میکردیم تا خیابون بزرگ
عطر ناب تو منو تا آخر دنیا میبرد
حالا تو نیستیو این کوچه صدام نمیزنه
حالا تو نیستیو بی تو دیگه کافه، کافه نیست
دیگه هیچ ستاره ای جرات چشمک نداره
هیچکسی مثل من از نبودنت کلافه نیست