گام اصلی: Bm
تغییر گامBm
اشکای ماسیده ابری که باریده
مردی که صد ساله نخوابیده
نزدیک من نشو که برگ ریزونه
من ساعتم با مرگ میزونه
کابوس هر شبم بغض تو بود و بس
گریه که میکنی میوفتم از نفس
کشیدی به آغوش اجازه ندادی بمیرم
کجایی که بی تو نمیتونم آروم بگیرم
دل به خودم بستم از آدما خستم
جز خاطره چی مونده رو دستم
میبینی بی تو کم آوردم هزار دفعه مردم
چشماتو بستی زمین خوردم
کابوس هر شبم بغض تو بود و بس
گریه که میکنی میوفتم از نفس
کشیدی به آغوش اجازه ندادی بمیرم
کجایی که بی تو نمیتونم آروم بگیرم