گام اصلی: F#m
تغییر گامF#m
من عادت دارم به این شکستنا
چشام پر شده دیگه از این اومدن و رفتنا
بیبی من خودم ته بن بستما
ولی رو تو هنوز همه راه رو نبستما
از وقتی که نیستی یادت میوفتم یهو بارون میگیره
آسمون بالا سر من پر شده از ابرای تیره
دلداریاشونم که همشون انگار بوی مخ زدن می ده
من می ترسم که دیر بشه برگردی احساسم بمیره
من واست رود بودم نه سد
من واست روز بودم نه شب
من اگه خوب بودم نه بد
فکر میکردم باشی تا ابد
من باید از چی بترسم
نه تو الان نمی رسی به حرفم
نمی فهمی وقتی میگم از همه چیم گذشتم
نمی فهمی فرق این چیزارو از هم
از وقتی که نیستی یادت میوفتم یهو بارون میگیره
آسمون بالا سر من پر شده از ابرای تیره
دلداریاشونم که همشون انگار بوی مخ زدن می ده
من می ترسم که دیر بشه برگردی احساسم بمیره