گام اصلی: Am
تغییر گامAm
خبر اوردن رفیق هاش
اون دیگه من رو نمی خواد
تو کارهام یه چیزهایی هست
که دیگه خوشش نمیاد
می گن بعضی از رفتارهاش
داره دلشو می زنه
شنیدم دلش سرد شده
میگه که تقصیره من
اون دیگه من رو دوس
نداره بهونه می گیره
اگه که ازم خسته شده
پس چرا نمی ره
اون دیگه از اینکه با
من پشیمون دیگه
اگه دیگه من رو دوس
نداره پس چرا نمیره
تو دلش ازم کینه داره ولی
به رو خودش نمیاره
اگه دیگه حسی نداره
بگیدبره تنهام بذاره
تو دلش ازم کینه داره ولی
به رو خودش نمیاره
اگه دیگه حسی نداره
بگیدبره تنهام بذاره
پشته سرم حرف می زنن
انگاری ترسوندن اش
همش بم شک می کنه
ریسکی شده موندن اش
هی میره هی باز میاد
نمی دونم چی می خواد
اگه سخته براش اعتماد
بگید بره عزت زیاد
تو دلش ازم کینه داره ولی
به رو خودش نمیاره
اگه دیگه حسی نداره
بگیدبره تنهام بذاره
تو دلش ازم کینه داره ولی
به رو خودش نمیاره
اگه دیگه حسی نداره
بگیدبره تنهام بذاره
اون دیگه من رو دوس
نداره بهونه می گیره
اگه که ازم خسته شده
پس چرا نمی ره
اون دیگه از اینکه با
من پشیمون دیگه
اگه دیگه من رو دوس
نداره پس چرا نمیگه
اون دیگه من رو دوس
نداره بهونه می گیره
اگه که ازم خسته شده
پس چرا نمی ره
اون دیگه از اینکه با
من پشیمون دیگه
اگه دیگه من رو دوس
نداره پس چرا نمیگه