گام اصلی: C#m
تغییر گامC#m
بخواب گل شکستنی که شب داره سر میرسه ... مهلت عاشقی هامون داره به آخر میرسه
نگاه نکن به آسمون خورشید خانوم رفته دیگه ... اینجا کسی از قدیما قصه و شعری نمیگه
بخواب قشنگو موندنی که دنیا دیدن نداره ... گلای خشک کاغذی که دیگه چیدن نداره
ضریح عشقمون دیگه هیچی کبوتر نداره ... شب میره اما تو کوچه تاریکیشو جا میذاره
از خواب نمیپره کسی وقتی که برگا میریزن ... شقایقای بی پناه اسیر دست پاییزن
مرزا حصارو انتظار گم تو غبار جاده هاست ... تو این هجوم بی کسی پروانه بودن اشتباست
همدم غصه های تو زخم یه بغض خاطرست ... اما هنوزم غروبا عاشقی پشت پنجرست
همش غمو همش دروغ یه غنچه و صدتا خزون ... دلم میگیره واسه ي تربت پاک باغچمون