گام اصلی: Bbm
تغییر گامBbm
داري مي گذري از من داري رد مي شي آسون
حرفي برات ندارم بغضمو کردي پنهون
اشکامو در مياري ولي انگار نه انگار
دستامو بگير تو دستات براي آخرين بار
يه لحظه چشماتو ببند شايد منو يادت بياد
همون که بهش گفتي يه روز جاي تو هيچ کس نمياد
اين شعر عاشقونه نيست يه التماسه خوب من
غرو رو گريه مي کنم نشکن منو پسم نزن
چندبار بايد به چشم تو بشکنم آروم بگيري
بگو چقدر گريه کنم تا ديگه از پيشم نري
بگو چقدر اشک بريزم تا منو تنها نذاري
دارم به چشمات باج مي دم تا تو بگي دوسم داري
اما من هنوز دوست دارم بدون
اگه حتي قلبمو پس بگيري
اگه مثل امروزم بهم بگي
نمي خوام تورو مي توني که بري
هنوزم چشماي تو مي پرستمو
بي تو هر لحظه رو درگير توام
تو خيالم دستاتو بگيرمو
بازم احساس مي کنم پيش توام