گام اصلی: Dm
تغییر گامDm
آخه من هیچی ندارم که نثار تو کنم
تا فدای چشمهای مثل بهار تو کنم
می درخشی مثل یک تیکه جواهر توی جمع
من می ترسم عاقبت یه روز قمارت بکنم
من مثل شبهای بی ستاره سرد و خالیم
خب می ترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم
تو مثل قصه پر از حادثه هستی نمی خوام
من بی نشون تو رو نشونه دارت بکنم
تو که بی قرار دیدن شب و ستاره ای
واسه دیدن ستاره بی قرارت بکنم
مثل دریا بی قراری نمی تونی بمونی
من چرا مثل یه برکه مونده گارت بکنم
من مثل شبهای بی ستاره سرد و خالیم
خب می ترسم جای عشق غصه رو یار تو کنم
تو مثل قصه پر از حادثه هستی نمی خوام
من بی نشون تو رو نشونه دارت بکنم
تو بگو خودت بگو با تو بمونم یا برم
آخه من هیچ نمی خوام که غصه دارت بکنم