گام اصلی: Em
تغییر گامEm
مانده ام در پس دیوار توی این شام دل آزار
یاری ام ده ای تناور فانوس شبو نگهدار
که راهم تاریک و دوره
پرِ خاره بی عبوره
آخه تو خودت میدونی که چشات دنیای نوره
من برای با تو بودن هر مترسکو شکستم
وقتی چشمامو میبستم دل به یاری تو بستم
ولی تو تنها تر از مندل به تنهایی سپردی
واسهی رهایی از غم منو با خودت نبردی