گام اصلی: Em
تغییر گامEm
BmAmCEm
بدون تو دگر دنیا نمیخواهم فردا نمیخواهم
ساحل نمیبینم دریا نمیخواهم
بدون تو دلم عاقل نمیماند منطق نمیداند
هر کس که میبیند مرا دیوانه میخواند
دیوانه میخواند
دیوانه میخواند
اگر قلب دیوانم تو را دید نمیدانم
که خوب میشود درد دوری
دلی که ز عشق نالد مگر روز خوش دارد
مگر آشناست با صبوری
من این حس را هنوز دارم به دنبال یک تیمارم
برای صبر و خاموشی عزیزم
به فکر دور شدن اما تو را میبینمت هر جا
و بیهودست فراموشی عزیزم
BmCBmEm
بعد تو جانی ندارم
عهد و پیمانی ندارم
بعد تو میل حیات نیست
چرخ گردانی ندارم
کنج قلبم در کمینی
آسمانی و زمینی
با جهانم هم صدایی
با روانم هم نشینی
اگر قلب دیوانم تو را دید نمیدانم
که خوب میشود درد دوری
دلی که ز عشق نالد مگر روز خوش دارد
مگر آشناست با صبوری
من این حس را هنوز دارم به دنبال یک تیمارم
برای صبر و خاموشی عزیزم
به فکر دور شدن اما تو را میبینمت هر جا
و بیهودست فراموشی عزیزم