گام اصلی: Am
تغییر گامAm
با هرقدم که داری از من دور میشی
حس تنهایی بهم نزدیـــــــــــک میشه
تنها ستارم توی هفت تا آسمون بودی
بری دنیای من تاریــــــــــک میشه
با رفتنت شاید دیگه
هیچ وقت نتونم شاد باشم
با حسرت یه آرزوی کهنه و پوسیده
دارم تو جوونی پیـــــــــــــر میشم
هر روز تو زندون تنهایی با ببر
تیز دندون غمت درگیـــــر میشم
کی میشه از دست تو و زندون تو آزاد باشم
وقتی نیستی
خونه عین یه مکعب توو خالی سوت و کوره
کاشکی زود پاییز شه بارون کل این شهر رو بشوره
که هر جاش رو که پا میزارم هی یادت میوفتم
وقتی نیستی
با خیالت بعضی وقتا سر میز شام میشینم
گاهی اصلا واقعا انگار دارم تورو میبینم
من از بس که بهت بیمارم هی یادت میفتم
یادت میفتم
من افسروده نیستم حالم خوبه خوبه
فقط به شکل تو نیستم
دردم اگه داشته باشم افسردگی نیست
قرص دارو به کار من نمیاد
درد من اینه که دیگه توام به کارم نمیای
EmAmEmG
دیگه جای سالمی نیست تو تنم
که بخوام به تو عشق تو رگ بزنم
تو هنوزم که هنوز حالیت نیست
که نمیتونم ازت دل بکنم
وقتی نیستی
خونه عین یه مکعب توو خالی سوت و کوره
کاشکی زود پاییز شه بارون کل این شهر رو بشوره
که هر جاش رو که پا میزارم هی یادت میوفتم
وقتی نیستی
با خیالت بعضی وقتا سر میز شام میشینم
گاهی اصلا واقعا انگار دارم تورو میبینم
بس که بهت بیمارم هی یادت میفتم
EmAmEmG