گام اصلی: Em
تغییر گامEm
بستوم بی خبر مو بار سفر با درد و حسرت
از شهر خودوم راهی شودمو رفتوم به غربت
ای تازه گلوم ترکِ تو کنوم با چشمِ خون بار
گلابتونوم گلابتونوم خدانگهدار
از ناز و ادات از چشم سیات روزوم سیاهه
سیروم به خدا از عمر خودوم خدا گواهه
میروم به سفر جایی که کسی نشه خبردار
گلابتونوم گلابتونوم خدانگهدار
آه میزنوم دل مو به دریا زار و گریون
دل به صحرا میزنوم مانند مجنون
آه میروم اونجا که کسی نوموم ندونه
میروم اونجایی که بی نومو نشونه