گام اصلی: Em
تغییر گامEm
باید برای گریه ام دستان تو مرهم شود
بر من بتاب سایه ات از سر مبادا کم شود
در ناخداگاه منی با خود در افتاده ام ببین
قدری اگر دیوانه ام چون عاشقت هستم همین
من سخت دل دادم تو را بس ساده ام
بنگر مرا در دام تو افتاده ام
گر عشق را تو مقصدی من انتهای جاده ام
گر عشق را تو مقصدی من انتهای جاده ام
حال بد و خوب منی از توست اشک و خنده ام
غیر از تو نیست می شوم از غیر تو دل کنده ام
من غرق چشمانت شدم از عمق چشمانم
بخوان من ماندم و دنیای تو دنیای من با من بمان
من سخت دلدادم تو را بس ساده ام
بنگر مرا در دام تو افتاده ام
گر عشق را تو مقصدی من انتهای جاده ام
گر عشق را تو مقصدی من انتهای جاده ام