گام اصلی: Em
تغییر گامEm
یاد تو افتادم ، توبه رفت از یادم
جان خسته ام را به دست تو دادم
با چشمان بسته به پایت افتادم
دور از عشقت حالا در دستا اان بادم
چه آسان شکستم آن مهری که بستم
محکم تر گرفتم دستت را در دستم
گفتم که درد من را درمان کن که خستم
دردم را ندیدی من توبه شکستم
من توبـــــــــه شکستم
لعنت به آن لحظه که من چشمم به چشم تو دوختم
نفرین به آتش عشقی که من در آن سوختم
ســوختـــــــــــــــم
ســــوخــــــتم
چه آسان شکستم آن مهری که بستم
محکم تر گرفتم دستت را در دستم
گفتم که درد من را درمان کن که خستم
دردم را ندیدی من توبـــــــــه شکستم
من توبـــــــــه شکستم
لعنت به آن لحظه که من چشمم به چشم تو دوختم
نفرین به آتش عشقی که من در آن سوختم
ســوختـــــــــــــــم
ســـوخــــــتم
اااااااااااااااااااااا
ســــــــــــوخــــــتم