گام اصلی: Dm
تغییر گامDm
تو نه غمی ببارمت
نه نامه ای بخوانمت
نه اینکه دوست بدانمت
بگو که هستی
نه از دلم برانمت
نه از دلی ستانمت
نه پشت سر گذارمت
بگو که هستی
هم دل سپردن
هم دل بریدن
این کار عشق است
ماندن به اجبار
رفتن به ناچار
دیوار عشق است
تو نه غمی ببارمت
نه نامه ای بخوانمت
نه اینکه دوست بدانمت
بگو که هستی
نه از دلم برانمت
نه از دلی ستانمت
نه پشت سر گذارمت
بگو که هستی
CFDmGm
CFDmGm
CFDmGm
CFDmGm
شاید امشب برسی تو به داد من
شاید ماندی همه دم تو به یاد من
شاید امشب بیایی
پرپر کردم به رهت دل سنگم را
امشب امشب چه کنم دل تنگم را
باید امشب بیایی
باید امشب بیایی
تو نه غمی ببارمت
نه نامه ای بخوانمت
نه اینکه دوست بدانمت
بگو که هستی