گام اصلی: Em
تغییر گامEm
حالا که من کور شدم دور شدم از خودم
دیگه یه ذره حس خوب نمیگیرم از توام
تو که کسی تو زندگیت نیست اخرش پس منم
بزار منم حس کنم که من و به پاهات بستنم
من نمیگم قهر نکن قهر کن ولی حرف بزن
همیشه باعث شدی که اشک تو چشام حلقه زد
کاش که همون قد که مریض تعریف مردمی
بفهمی باسه تنهاییام هیشکی بهتر از تو نیست
اینم یه جور درد داروش و نمیفروشن که
حتما نباید بیای یدفعه بزنی تو گوشم که
اینم یجور درده که غیر تو نداره نجات و
ای که لعنت به تموم خاطرات با تو