گام اصلی: A
تغییر گامA
دارم یه راهی رو میرم
پر از سنگ و خار
سرزنشها رو شنیدم ولی
گوشم نیست بدهکار
بذار
چلچلهها بخونن
که شده چلچلیم
ای کاش که هیچوقت کم نشه
از این خل و چلیم
از این سودای آغازی دوباره
از این سر که سامانی نداره
از این شاخه به اون شاخه پریدن
که این قصه سرانجامی نداره
میخوام برم یه جای دوری
فرار کنم از تقدیر زوری
میخوام درو ببندم روی این آینده
گور بابای مردم، حرفهای سازنده
با این دنیای کور کاری ندارم
از این تنهایی شکوایی ندارم
از این شاخه به اون شاخه پریدم
دیگه عرض و تمنایی ندارم
ازین دنیا تمنایی ندارم
تمنا
تمنا
تمنا