گام اصلی: Fm
تغییر گامFm
به هوای تو من تو خیال خودم
بی تو پرسه زدم
منو برد به همان شبی که به چشای تو
زل میزدم
من به دنیای تو بـــا این احساس ناب
عادت کردم عادت کردم
بعد از آن شب سرد هر نگاه تو را
عبادت کردم
آه که نبودت به من آتش جان زد
سوختم از این عشق که تو را بی وفا کرد
من شدم آن کس که روم پی مستی
قلب مرا تو شکـــستی
دل به تو دادم که غمم برهانی
نشوی تو همان کس که به درد بکشانی
کاش که شودبازکه یه روزتوبیایی و
بمانی
FmCFmBbm
حال که دگر که مرا تو نخواهی
تو بگو چه کنم که هوایت برهد ز سرم
تو ندانی که خود که تمامه منی
تو همانی که من نتوانم از یاد ببرم
بعد از آن همه زخم
که به جان من افتاد
تو به تسکین دله یار دگر بودی
من به جان بخریدم که بمیرمو اما
برسی به کسی که به آن دل داده بودی
دلداده بودی، دل داده بودی
آه که نبودت به من آتش جان زد
سوختم از این عشق که تو را بی وفا کرد
من شدم آن کس که روم پی مستی
قلب مرا تو شکـــستی
دل به تو دادم که غمم برهانی
نشوی تو همان کس که به درد بکشانی
کاش که شودبازکه یه روزتوبیایی و
بمانی