گام اصلی: Am
تغییر گامAm
با لبات قهرم با چشات قهرم
نگام نکن با نگات قهرم
عاشقت بودم نفهميدی
هی بهت گفتم هی تو خنديدی
زخم زبونت به دلم نشست
سنگ عاشقا سرمو شکست
يادمه يه روز مست و مستونه
داد زدم بيا بيرون از خونه
سنگ آخر و تو به من بزن
خنديدی گفتی (...) برو ديوونه !
وقتی که عشقو ديدی تو نگام
وقتی که اسمت اومد رو لبام
داد زدم يه روز توی کوچه ها
اينو بدونين همسايه ها
من ديگه دارم می ميرم براش
خنديدی گفتی عاشقم نباش !