گام اصلی: C#m
تغییر گامC#m
چشمات شمشیرُ از رو بسته بود
ولی من با دلی موندم که پات نشسته بود
با تو دل من که خیلی خسته بود
هی فکر میکردی که یکی جات نشسته بود
چی شــــــد همه حرف هایی که زدید
بگو چی شد یهویی این جدایی واسه ی تو قطعی شد
چی شد دل من عاشق وقتی رفتی زخمی شد
چی شد یهو سر چی زد حالمو بد کرد
رفت و غما رو واسه دل من بی حد کرد
اون تنهایی نمیرفت که تنها سفر کرد
اون خستگی شو با این دل ساده در کرد
دلم هواشو داشت و غم دیگه نداشت و
تو بد شرایطی گفت میرم و تنها باش و
راحت زد و خراب کرد این عشقُ اضطراب کرد
دست های من وله بیکس این دله
... چی شد یهو