گام اصلی: Em
تغییر گامEm
گم شدم تو خیالت یه جوری
که از حال رفتم آخ چه دوری
از حال که رفتم گیج خوردم
از اتاق تو سر در آوردم
یک سال نوریم باشه تا تو
میام کافیه نگیری هواتُ
این راه هر بار تکرار میشه
اما یه بارم تکراری نمیشه
میام تا دورت بگردم
آی بگردم بگردم بگردم
اونقدی که بیافتم رو دستات
یا که نه نه نیافتم رو دستات
آخه دستای تو یه وخ خسته میشه
دست تو وزن من نه نمیشه
جای فاعل و مغعول عوض شه خوبه
دست من وزن تو آره خیلی خوبه
این همه خیالبافی و تصور
بعد ترک اون همه قرص تببر
یه آدم مریض روانی
تنها بیکس این روا نی
گم شده تو خیالت یه جوری
که لمست میکنه با این که دوری
از حال رفته گیج خورده
از اتاق تو سر در آورده