گام اصلی: Dm
تغییر گامDm
DmCGmA
گفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجد
گفتم به از ترنجی لیکن به دست نایی
گفتا تو از کجایی کآشفته بین و حالی ؟
گفتم منم غریبی از شهر آشنایی
DmCGmBbAm
گفتا سر چه داری ، کز سر خبر نداری ؟
گفتم بر آستانت دارم سر گدایی
گقتا به دلربایی مارا چگونه بینی ؟
گفتم چو خرمنی گل در بزم دلربایی
گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا اگر بدانى هم اوت رهبر آید
گفتم که نوش لعلت مارا به آرزو کشت
گفتا تو بندگی کن کو بنده پرور آید
DmCGmBbAm