گام اصلی: Dm
تغییر گامDm
DmBbCDm
DmBbCAC
ای رفتگر صبح زود عشق
ای همۀ بود و نبود عشق
من سنگ زیرینِ آسیا، آوخ
تو فال چای نسل آریا آوخ
رودست زدی رفتی ای عشق
تردست شدی مفتی
بر خانمانم آتش زدی رفتی
تیری چون آرش زدی رفتی
ای بلور آبی شهرآشوب
ای آبیات زلال دانوب
ای پلیسه بر دامن محجوب
ای آغوشت از شمال تا جنوب، ای عشق
رودست زدی رفتی ای عشق
تردست شدی مفتی
بر خانمانم آتش زدی رفتی
تیری چون آرش زدی رفتی
سرهای من یکیک جدا به خاک ریز
خون های مجرمت که منم سرریز
پانصد لشکرم من رزمندهای تو
آحاد ملت یکیک شرمندۀ تو ... ای عشق
رودست زدی رفتی ای عشق
تردست شدی مفتی
بر خانمانم آتش زدی رفتی
تیری چون آرش زدی رفتی
آه ای باخ تنابنده بر دل
آه ای آخ دماونده بر کوه
آه ای فلوت نزدیکتر از گردن رگ
آه ای کمانچه نشسته چو زاری بر دل... ای عشق
رودست زدی رفتی ای عشق
تردست شدی مفتی
بر خانمانم آتش زدی رفتی
تیری چون آرش زدی رفتی
DmBbCDm
آوخ
رودست زدی رفتی ای عشق
تردست شدی مفتی
بر خانمانم آتش زدی رفتی
تیری چون آرش زدی رفتی
رودست زدی رفتی ای عشق...
----------------
آوخ : [ وَ ] (صوت ، اِ) دریغا. دریغ. افسوس . یاحسرتا. آواه . دردا