گام اصلی: G#m
تغییر گامG#m
EG#m7
دیگر این ابر بهاری
جان باریدن ندارد
این گل خشکیده دیگر
ارزش چیدن ندارد
این همه دیوانگی را
با که گویم با که گویم
آبروی رفته ام را
در کجا باید بجویم
پیش چشمم چون به نرمی
می خرامی می خرامی
در درونم می نشیند
شوکران تلخکامی
نام تو چون قصه هر شب
می نشیند بر لب من
غصه ات پایان ندارد
در هزارو یک شب من
D#7C#m7
روی بالینم به گریه
نیمه شب سر می گذارم من
از تو این دیوانگی را
هدیه دارم هـدیـــه دارم من
ای نهال سبز تازه
فصل بی بارم تو کردی تو
بی نصیبو بیقرارو
زارو بیمارم تـــو کـــــردی تو
G#m7
غـــم عــــشق تو مادر زاد دارم
نه از آموزش استاد دارم
بـــدان شادم که از یمن غم تو
خراب آباد دل آباد دارم
خراب آباد دل آبـــــــــاد داااااااااارم
G#m7C#7G#m7C#7
G#7G#mD#7C#7D#7E
G#m7C#7G#m7C#7
G#mD#7C#7D#7E
ای دریغا ای دریغا
از جوانی از جوانی
سوخت و دود هوا شد
پیش رویم زندگانی
با خودت این نیمه جان را
این دل بی آشیان را
تا کجاها تا کجاها
می کشانی می کشانی
E
ای نهال سبز تازه
فصل بی بارم تو کردی تو
بی نصیبو بیقرارو
زارو بیمارم تـــو کـــــردی تو
طاقت ماندن ندارم
آه ای دنیا خداحافظ
می روم تنهای تنها
ای گل زیـــبا خداحــــــافظ
G#m