گام اصلی: Em
تغییر گامEm
EmBmCDEm
EmBmCBmEm
پر میکنم از گریه هام
این استکان لب پرو
تو امشبو میبینی و
من روزهای آخرو
میخندی و من خیره به
اون صورت خوشحالتم
من به شبی فکر میکنم
که در به در دنبالتم
توی دلم میخندم و
روی لبم لبخند نیست
یک روز تو میری و من
دستم به جایی بند نیست
میخندی و من نخ به نخ
فکرامو دود میکنم
تو واقعا بی خبری
من وانمود میکنم
دست میکشم رو صورتت
با صورتی افروخته
آه از ته دل میکشم
مثل یه رود سوخته
اون روز که میگم به جز
باقی پریشون نیستم
اونقد دیوونم که اون روزم
پشیمون نیستم
توی دلم میخندم و
روی لبم لبخند نیست
یک روز تو میری و من
دستم به جایی بند نیست
میخندی و من نخ به نخ
فکرامو دود میکنم
تو واقعا بی خبری
من وانمود میکنم
توی دلم میخندم و
روی لبم لبخند نیست
یک روز تو میری و من
دستم به جایی بند نیست
میخندی و من نخ به نخ
فکرامو دود میکنم
تو واقعا بی خبری
من وانمود میکنم