گام اصلی: Am
تغییر گامAm
تنها امید منکه ناامیده
امید من دوباره ته کشیده
لحظه به لحظه فکر نا امیدی
این لحظات امونمو بریده
اون که می گفت با دستای دل من
از قفس بی کسی آزاد شده
چی شد که با گریه من شاد شد
با شبنم ، اشک من آغاز شد
از وقتی رفت یه روز خوش ندیدم
خواستم دلم یه گوشه ای بمیره
خسته شدم چه انتظار سختی
یکی بیاد جون منو بگیره
قلب من از تپیدنش خسته شد
نبضم با ضربه های معکوس مرد
قلب من از خستگی خوابش گرفت
این دل نا امید و مایوس مرد
شاید صدای زخمیه دل من
مرهم زخمای دل تو باشه
شاید که قصه ی جدایی من
نذاره که هیشکی از کسی جدا شه