آکادمی ژوهان

آکورد آدمیت

معین

ریتم پیشنهادی: 4/4
گام اصلی: Em
تغییر گامEm
از هما‍‍ن روزی که دس‍Em‍ت حضرت قابیلB Em
گشت آلوده به خ‍Em‍ون حضر‍C‍ت هابیلB Am
از هما‍Em‍ن روزی که فرزندان آ‍B‍دمEm
زهر تلخ دش‍B‍منی در خون شا‍C‍ن جوشیدAm
آدمیت مرده Emبود گرچه آدم زنده بو‍C‍دEm
از همان روزی که یوسف BراEm
برادرها به چاه اند‍Em‍اختندC
از همان روزی که با شلاق و خونEm
دیوار چین را ساختندB
آدمیت مرده بود گرچه آد‍Em‍م زنده بودAm
من که از پژمردن یک شاخه گلEm
از نگاه ساکت یک کودک بیمارB
از فغان یک قناری در قفسAm
از غم یک مرد در زنجیرC
حتی Bقاتلی Amبر دارEm
اشک در چشمان و بغضم د‍Em‍ر گلوستAm
وندرین ایام زهرمB
در پیاله زهر مارم د‍B‍ر سبوستEm
مرگ او را از کجا ب‍Em‍اور کنمD
صحبت از پژمردن یک Dبرگ نیستEm
وای جنگل را بیابان می کنندC
دست خون آلود را در پیشD
چشم خلق پنهان می کنند
هیچ حیوانی ب‍Am‍ه حیوانی نمی دارد DرواEm
آنچه این ن‍Am‍امردان با جان انسان می کنندD
صحبت از پژمردن یک بر‍D‍گ نیستEm
فرض کن مرگ قناری در قفسD
هم مرگ نیست
فرض کن یک شاخه گل همC
در جهان هرگز نرستAm
فرض کن جنگل بیابان بود از روز نخستC B
در کویری سوت و کور
در میان مردمی با این مصیبت ها صبورC Am
صحبت از مرگ محبت مر‍C‍گ عشقAm
گفتگو از مرگ ان‍Em‍سانیت استB