گام اصلی: Em
تغییر گامEm
از تو آغاز شدم تازه شدم
تا کناره تو به اخر برسم
از هوایه گریه هجرتم بده
تا بزنگاه جنون سر برسم
من و به مسلخ آغوش بکش
تازیانشو بزن رو تن من
تو از اسمون دلم
مثله رگبار بزن زیر تگرگ
تو لباسه ابی اسمون تری
وقتشه با تو پرندگی کنم
من و رو به قبله ی خودت ببر
تا تموم عمر و بندگی کنم
روی زخمهای تنم دست بکش
با نوازش تو گل میده تنم
اون که از غنچگی یه گل سرخ
میشکفه مثل یه پروانه منم
نبضه بیقراری منو بگیر
نوک خورشید و به سایه میکشی
قلبه من کوک نفسهای توئه
تو برای من خوده ارامشی
تو لباسه ابی اسمون تری
وقتشه با تو پرندگی کنم
من و رو به قبله ی خودت ببر
تا تموم عمر و بندگی کنم