گام اصلی: F#m
تغییر گامF#m
طلوع میکنم اگر منتظر شنیدنی
اگرچه بعد زخم ها نمانده از منم منی
طلوع میکنم که تو از این خراب تر شوی
اگرچه دور رفته ای بلرزی و خبر شوی
طلوع میکنم میــان گله های گـــرگ تر
در آتش ترانه ایــ مهیب تر بـــزرگ تر
اگر تــقــاص پس گرفت اگر به ساز من نساخت
اگر که روزگـار بـــــد
مرا دوباره بد شناخت
گریز ناگزیر من از این خزان بهانه بود
خود انتخاب کرده ام مفر من ترانه بود
چنان کنار مرگ خود شکنجه را قدم زدم
که هر که کیــنه داشته از گذشته ام ببخشدم
لعنت به این صدای من میخواست حاشایم کند
هر بـار گفتم محکمم لرزید رسوایــم کند
طلوع میکنم میــان گله های گـــرگ تر
در آتش ترانه ایــ مهیب تر بـــزرگ تر
اگر تــقــاص پس گرفت اگر به ساز من نساخت
اگر که روزگـار بـــــد
مرا دوباره بد شناخت
طلــــوع ، میکــــــنم
طلــــوع ، میکــــــنم
طلــــوع ، میکــــــنم....