گام اصلی: Em
تغییر گامEm
برو به سلامت عزیزم
میدونی که بی تو مریضم
ولی حالا رفتی و من
جایی ببینمت تهش غریبم
پس برو به سلامت گل من
تنگ نمیشه واست دل من
حتی اگه باز برگردی بیای
دیگه حل نمیشه مشکل من
یادته پنجره واشد تورو دیدم
روی اون شیشه برات یه قلب کشیدم
یادته منو بگو لعنتی یا نه یادته یا نه
هنوزم اون پنجره بازه
هنوز اون قلبی که رو شیشه کشیدم
مونده تازه
برو به سلامت عزیزم
میدونی که بی تو مریضم
ولی حالا رفتی و من
جایی ببینمت تهش غریبم
پس برو به سلامت گل من
تنگ نمیشه واست دل من
حتی اگه باز برگردی بیای
دیگه حل نمیشه مشکل من
برو به سلامت عزیزم
میدونی که بی تو مریضم
ولی حالا رفتی و من
جایی ببینمت تهش غریبم
پس برو به سلامت گل من
تنگ نمیشه واست دل من
حتی اگه باز برگردی بیای
دیگه حل نمیشه مشکل من
ﻣﻦ ﺧﺴﺘﻪ از ﻣﻮزﻳﮏ ﺧﺴﺘﻪ از ﻛﺎر اداری
ﺧﺴﺘﻪ از ﺣﺮﻓﺎی ﻣﺮدم ﺧﺴﺘﻪ از
ﺧﺴﺘﻪ از ﺷﺒﺎ ﺗﺎ ﺻﺒﺢ ﺑﻴﺪار
ﺧﺴﺘﻪ از ﺑﻮی ﺑﺪ ﺳﻴﮕﺎر
ﺧﺴﺘﻪ از ﻳﻪ روح ﺑﻴﻤﺎر
ﺧﺴﺘﻪ از اﻳﻨﻜﻪ ﺑﮕﻦ ﺑﺮﮔﺸﺘﻰ ﭼﻴﻜﺎر
ﺗﻮ ﻛﺠﺎ ﺑﻮدی وﻗﺘﻰ اﻳﻦ ﺳﻴﮕﺎر ﺳﻮزوﻧﺪ ﮔﻠﻮﻣﻮ
ﺗﻮ ﺳﺨﺘﻴﺎ ﺣﺘﻰ ﺑﻬﺘﺮﻳﻦ رﻓﻴﻘﻢ ﻧﻤﻮﻧﺪ ﭘﻬﻠﻮﻣﻮ
ﻫﻤﻪ رﻓﺘﻦ ﺷﺪم ﺗﻨﻬﺎ
ﺷﺪم ﺑﻰ ﻛﺲ ﺑﻳﻦ آدﻣﺎ ﭼﻮن
ﻫﻤﻪ ﻛﺲ و ﻛﺎرم ﺗﻮ ﺑﻮدی
ﺑﻴﻦ اﻳﻦ ﻫﻤﻪ آدم ﺗﻮ ﺑﻮدی
ﻓﻘﻄ ﻳﺎرم ﺗﻮ ﺑﻮدی ﻳﺎرم ﺗﻮ ﺑﻮدی
ﻋﺸﻖ دل ﺳﺎدم ﺗﻮ ﺑﻮدی رﻓﻴﻖ ﻓﺎﺑﻢ ﺗﻮ ﺑﻮدی
وﻟﻰ آﺧﺮ ﻧﻤﻮﻧﺪ
برو به سلامت عزیزم
میدونی که بی تو مریضم
ولی حالا رفتی و من
جایی ببینمت تهش غریبم
پس برو به سلامت گل من
تنگ نمیشه واست دل من
حتی اگه باز برگردی بیای
دیگه حل نمیشه مشکل من
برو به سلامت عزیزم
میدونی که بی تو مریضم
ولی حالا رفتی و من
جایی ببینمت تهش غریبم
پس برو به سلامت گل من
تنگ نمیشه واست دل من
حتی اگه باز برگردی بیای
دیگه حل نمیشه مشکل من